هلو روی وردپرس.کام

هلو مثل ادبیات،مثل سیاست،مثل جامعه-مثل هلو روی وردپرس.کام

بایگانیِ مارس 25, 2010

فاصله(قصیده)

در جمع ، رفیقان همه می فهمیدند             

از دوستیم با تو سخن ها چیدند

رسمی شده در میان خوبان چندی است   

آنها که مرا خوب نمی فهمیدند

گفتند که این رابطه را می بازی   

آنها که به دور تو قفس ها چیدند

در فصل بهاری که خزان می بینم      

 بوییدن و بوسیدن گل،تدبیرند

با بوسه به صد ناز مرا می راندی       

آلام مرا بوسه ی تو تسکینند

آن ساز که آواز جدایی سر داد       

چندی است ملائک همه در تکفیرند

ای کاش تو با چشم دلت می دیدی       

 آن سیب نفاقی که به دستت چیدند

تن پوش نه،دراعه معشوق به تن کن  

عاشق نه تو بودی،که معشوق نه اینند

آن چهره ی مخدوش که از دوست تو گفتی  

عالم همه تصویر دگر یار کشیدند

حال از دل پر رنج من از یار چو پرسید 

 می گوید از احساس که بی تاب یقینند

از روی خوشش ماه به چشمم ندرخشید  

از چشم دل آویخته اش ،گله رمیدند

آهو نه چونان چشم،نه خورشید چونان روی 

ای ناز من،از ناز من اینگونه شنیدند

از مهر دلش دشنه به معشوق نشانده  

چندی است دو دلداده به دلدار رسیدند

می پرسم از احساس تو با من،نگرانم       

این بار به دنبال دلم در طیرانند

چون شاعر عریان،که از دیده شداد است  

اندوه نکارید که یاران حزینند

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.